
در این قسمت، درباره رایجترین خطاهایی صحبت میکنم که مدیران در فرایند استخدام مرتکب میشوند؛ اشتباهاتی که میتواند هزینهبر، زمانبر و گاهی جبرانناپذیر باشد.
با شنیدن این پادکست یاد میگیرید چطور از این دامها دوری کنید و تصمیمهای استخدامی دقیقتری بگیرید

در این قسمت درباره مفهوم تیمهای خودگردان صحبت میکنم؛ تیمهایی که بدون نظارت مستقیم، با انگیزه و مسئولیتپذیری بالا عمل میکنند.
میشنوید چرا سازمانهای موفق امروز بر چنین تیمهایی تکیه دارند و چطور میتوان آنها را ساخت.
مدیریت بحران یعنی یاد بگیری فاصله بگیری، اعتماد کنی و هدایت هوشمندانه داشته باشی ،بدون اینکه توی استرس غرق بشی.
تو این اپیزود قراره یاد بگیری چطور وقتی غیرمنتظرهترین مشکلات پیش میان، نه فقط آرامش خودت رو حفظ کنی، بلکه تیمت هم با قدرت، بحران رو مدیریت کنه.

خیلی از مدیرها فقط دنبال بلندگوها میگردن،کسانی که صدای بلندی دارن و خودشون رو خوب نشون میدن.
ولی نیروهای حیاتی سازمان معمولاً همون سیستم تهویههای بیصدا هستن؛
آدمهایی که شاید کمتر حرف بزنن، اما جریان کار رو سبک میکنن، بنبستها رو باز میکنن و در بحرانها نفس سازمان رو برمیگردونن.
اونا کساییان که وقتی شرایط سخت میشه، تازه میفهمی ستونِ اصلی کار کی بوده.

بعضی شرکتها نیروهای خوبی استخدام میکنند، آموزشهای خوبی میدهند، حتی حقوق رقابتی هم دارند… اما باز هم تیمها عملکرد ناپایداری دارن و جایگاههای کلیدی خالی میمونن و تصمیمهای منابع انسانی سلیقهای انجام میشه.
اینجاست که یک سؤال قدیمی و مهم باید بپرسیم
«اگر نمیدانیم واقعاً دنبال چه نوع رفتار، مهارت و طرز فکری هستیم… چطوری میتوانیم نیروهای درست را پیدا کنیم و رشد بدیم؟»
تو سازمانها، اکثر بحرانها از یک نقطه شروع میشن؛
آدمها دقیقاً نمیدونن قراره به کجا برسن.
وقتی مقصد مبهم باشه، انگیزه فرسوده میشه، انرژی تحلیل میره و همکاریها بیمعنی میشن.
هر سازمان برای رشد نیاز به یک «سیستم هدایت» دارد؛ سیستمی که بگوید کارمند باید چه کاری انجام دهد، چطور انجام دهد و چطور بهتر شود.
مدیریت عملکرد، دقیقاً همین سیستم هدایت است.
در این اپیزود میخواهیم درباره یکی از پرچالشترین اما تعیینکنندهترین مهارتهای مدیریتی صحبت کنیم؛ مهارتی که نبودش بهمرور یک سازمان را فرسوده میکند و حضور درستش میتواند تیم را متحول کند: سیستم بازخورد حرفهای.
فرهنگ، چیزی نیست که اعلام شود؛
چیزی است که شکل میگیرد